Wednesday, December 19, 2007

سطحی نگری در قتل دختر مسلمان توسط پدرش در کانادا

سطحی نگری در قتل دختر مسلمان توسط پدرش در کانادا

15 دسامبر 2007

سعید سلطانپور

باتیتر کردن " حجاب"1 انگیزه قتل اقصی 16 ساله مسلمان توسط رسانه های جمعی کانادا، خشونت فردی و تعصب دینی به همراه خشونت فردی در یک خانواده کانادائی پاکستانی تبار در می سی ساگا تبدیل به یک مسئله سیاسی شد که همچنان بعد از جند روز مورد بحث رسانه ها می باشد.
شکی نیست که حساسیت ایجاد شده در روند عادی محاکمه و عدالت تاثیر منفی خواهد گذاشت زیرا نتیجه گیری سریع رسانه ها عملا بحث رابه مخالفانی که معتقدند اسلام با فرهنگ غرب تعامل و همخوانی ندارد و مسلمانان در نهایت قابلیت تطبیق پذیری در غرب را ندارند. و مسلمانان که معتقدند اسلام در این جنایت دخیل نبوده است.

بالطبع این بحث ها دربسیاری از جوامع منجمله جامعه ایرانی در کانادا واکنش های داشته است .به طور مثال
" امید " در ای میلی می نویسد که بزرگترین اشتباه کانادا در این است که مهاجرین را. کسانی را که باورهایشان بر اساس نفی باورهای دیگران هست و قابلیت تطابق با ارزشهای غربی را ندارند می پذیرد. دولت کانادا بایستی مانند کشور سوئد در زمان شهروندی امتحان بعمل بیاورد و در صورت عدم قبولی در عدم تطابق آنانرا اخراج کند." امید " نتیجه گیری می کند که بسیاری از کسانی که در کانادا زندگی می کنند از سرمایه داری و ارزشهای غربی راضی هستند.

دوست دیگری با استناد به قتل های زنجیره ای توسط بسیجی ها با استناد به نهی از منکر در کرمان می گوید : تفاوتی در برداشت از اسلام بین مسلما نان د رکانادا و ایران نیست و خشونت علیه زنان در ذات اسلام هست. وی به نمونه ای از قوانین جزائی جمهوری اسلامی اشاره می کند ." امیر" در ادامه می نویسد که کانادا در کمک به تطابق پذیری مهاجرین کوتاهی نکرده است و آنان که حل نشده اند کسانی هستند که خودشان نخواسته اند . وی اشاره ای داردبه یکی از مدارس اسلامی که وی در تورنتو بازدید کرده است و توسط دولت عربستان سعودی حمایت مالی می شود . در آنجا دانش آموزی به وی گفته است که چه کسی گفته است که کانادا بهتر از عربستا ن سعودی هست ؟
این بحت ها و موارد دیگری هم با اقشار مختلف ایرانی در تبادل نظر ها مطرح شد که بهتر دیدم آنرا با
خوانند گان شهروند هم مطرح کرده و به عمیق تر کردن آن و ریشه یابی آن نزدیک تر شویم . زیرا تاریخا ما ایرانیها سعی کرده ایم که تمامی مشکلات و نظرات خودمان و تجربیاتمان را به زیر فرش جار و کنیم و به این ترتیب خود را از عذاب وجدان های احتمالی نجات بدهیم. د رحالی که نا خواسته از کشوری و ازمنطقه ای می آیئم که مردم آن در تصمیم گیری های کلان سیاسی بین المللی منطقه نقشی نداشته اند ولی بهای سیاسی آن را می پردازند. بنابر این ما هم در کانادا جزطبقه بندی مسلمانان قرار گرفته ایم .


ابعاد گسترده قتل

1. قتل هیچ انسان بیگناهی تحت هیچ عنوانی توجیه پذیر نیست و تبصره بردار هم نیست. و خشونت از هر نوع آن زشت و محکوم هست ولی از آنجا که این حادثه غم انگیز انسانی رخ داده است ضرورت دارد که بطور جدی و ریشه ای تر در مورد قتل بر خورد شود تا از تکرار احتمالی آن جلو گیری شود. هر چند قربانیان اصلی این جنایت اعضای خانواده اقصی هستند که متلاشی شده است ، دختر نوجوانی با آرزوهایش و علاقه اش به مدل شدن در زیر خاک سرد خفته است و پدرش که مانند همه پدرهای دیگر خوشبختی فرزندش را می خواسته است باید تا آخر عمر خود را در پشت میله های زندان برای کشتن دخترش بسر ببرد.
و اما زنی ، دخترش را و گوشه جگرش را از دست داده است و همسری را که میوه زندگی مشترکشان را کشته است نیز از دست داده و باید تا پایان عمر غم دو گانه را بر قلب خود داشته باشد .
ولی اینکه اثرات جنون آنی پدر زحمتکشی متعصبی به سرعت صدها هزار مسلمان را زیر سوال ببرد نشان از اشکالات جدی در پذیرفته نشدن مهاجر مسلمان در جامعه میزبان دارد
همانگونه که جنایت یک مهاجر افغان در ایران و بازتاب منفی آن در جامعه میزبان ( ایران ) که کل جامعه مهاجر افغان را به زیر سوال برده نشان از نپذیرفته شدن مهاجران در آن جامعه دارد وتمامی مهاجران هستند که در سراسر ایران باید بهای آنرا که نا عادلانه هست. بپردازند .

نقش منفی رسانه های کانادا

در فرآیند های مرتبط با مقولات اجتماعی وحقوقی در بروز حوادث در جامعه و خانواده ، شاید ساده ترین شیوه یافتن یک نفر به عنوان مقصر و تعیین مجازات برای وی می باشد. بر خورد انفعالی جامعه متمدن در خصوص حوادثی مانند جنایات آدمکش زنجیره ای در بریتیش کلمبیا "رابرت پیکتون " که 65 زن را به قتل رسانده و و تکه تکه کرده است , تیراندازی نوجوان در مدرسه و دانشگاه و دست آخر قتل اقصی بدست پدر متعصب را می توان مصادیقی در این زمینه دانست.
آسیب شناسی سیستماتیک این قبیل حوادث ؛ ضرورت تو جه فراتر و بحث های کارشناسانه تری را می طلبد .

هر روز که می گذرد حکم اولیه قتل بر سر حجاب کم رنگ تر می شود. تیترهائی مانند قتل بر سر حجاب و "برخوردتمدن ها " نمونه ای از این تیترها ی رسانه ایی بود که قضاوت نهائی ( باورهای اسلامی منجر به قتل می شود ) را صادر کرده است و افکار عمومی مردم را شکل داده است . شکل گیری افکار عمومی و قضاوت مردم در کوتاهترین مدت شکل می گیرد ولی تغییر آن و یا تصحیح آن سالها زمان و کار فرهنگی و توضیحی لازم دارد. و اصولا مردم جزئیات را دنبال نمی کنند مگر اینکه نسبت به آن علاقه و یا حساسیت داشته باشند و این یک پدیده جهانی است .

این در حالی است که " طاهر" زنی که اقصی درزمانی که خانه پدری را ترک کرده بود در منزل وی بسر می برد می گوید : اقصی از اینکه پدرش به مدرسه رفته بود تا با مدیر مدرسه در مورد غیبت فرزندش از مدرسه (که به در خواست مدیر انجام شده بود ) ناراحت بود . اقصی پدر ش را متهم به جاسوسی کرده بود و گفته بود این به خودش مربوط هست که به سر کلاس برود و یا نرود ؟ وی می گوید از اقصی چندین بار پرسیدم آیا پدرت تو را می زند ؟ که جواب وی منفی بود. طاهر میگوید اقصی دوست داشت خودش تنها زندگی کند.
2

متاسفانه خشونت علیه زنان و دختران در جوامع دیگر مانند آسیای جنوب شرقی شامل هندی ها و سری لانگائی ها و تامیل ها ی کانادائی که" هند و" و" سیک " هستند گزارش می شود.
شکیر مدیر کلینیگ . عظما
حقوقی "آسیای حنوبی " می گوید این قتل کمتر ارتباط به دین دارد بلکه بیشتر به اختلافات فرهنگی بر می گردد.
گزارشاتی در مورد تنبیه دختران در جامعه هندی ها در بریتیش کلمبیا حتی توسط مادران بخاطر ازدواج های سنتی موجود است .
همان منبع )
این در حالی است که مشکلات مسیحیان آفریقائی ودریای کارائیب در کانادا در زمینه زنان و دختران عموما راهی به رسانه های اصلی کانادا پیدا نمی کند.
از سوی دیگر
وجود فرقه مسیحی " مورمون "6که به چند همسری علیرغم غیر قانونی بودن آن در کانادا و آمریکا وجود دارد و مورد اعتراض طرفداران حقوق زن قرار دارد.

موضع گیری امامان جماعت

در این راستا امامان مساجد مختلف از فرقه های مختلف این عمل را محکوم کرده اند و آنرا حرکت منفرد پدری میدانند که ربطی به تعالیم اسلام نداردو این قتل را تقبیح کردند. هر چند که از حجاب نیز دفاع کردند .
متاسفانه , امامان مساجد ایرانی هم که اصولا ترجیح می دهند در هیچ زمینه ای دخالت نکنند در این زمینه هم موضع گیری علنی نکردند .

قرآن می گوید :
به همين جهت‏، بر بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه هركس‏، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه
انسانها را كشته‏؛و هر كس‏، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است‏
سوره مائده آیه 32


کم توجهی دولت

در یک سیستم دموکراتیک مانند کانادا ؛ دولت در 3 سطح آن ، فدرال و استان و شهری نسبت به وضعیت اقتصادی و اجتماعی شهروندان خود و بهبود آن موظف است .
شکی نیست که ابتدایئ ترین قدم ایجاد ارتباط برای انتقال نظرات و خواست های طرفین و طرح مشکلات آنان بخصوص در زمینه های تطبیقی هست. اصولی ترین راه ،تخصیص بودجه برای مشاوران برای اقلیتهای قومی و دینی هست.
تا آنجا که من می دانم بودجه ای به مسلمانان تخصیص داده نشده است . البته مسلمانان هم مانند دیگر دینها ده ها فرقه هستند که برداشت های متفاوتی از اسلام دارند .


دولت استان انتاریو مبالغی به جوامع مختلف برای مراکز کامیونیتی کمک کرده است . به عنوان مثال در سال 2006 مبلغ 12 میلیون دلار برای ساختن 3 تا مرکز برای هموطنان یهودی در انتاریو و 200 هزار دلار هم به جامعه ایرانی اختصاص داد . متاسفانه کسانی که این کمک مالی را گرفته اند همچنان از پاسخگوئی طفره می روند در حالی که بسیاری از ایرانیان نیاز به خدمات و مشاوره دارند که باعث تاسف است . مراکز فرهنگی و مشاوران فارسی زبان می توانند با انتقال تجارب دیگر ان و آموزش قوانین و راهکارهای مناسب کمک بسیار بزرگی به والدین در برخورد با فرزندان خود داشته باشند.



نباید از نظر دور داشت که دولت کانادا تا 10 ساله دیگر کاملا برای بازار کار خود نیاز به مهاجرین دارد بنابر این تنها از منظر انسانی نیست که این مهاجرت ها تشویق می شود.
دولت باید سعی کند که هیج گروهی و هیج اقلیتی منزوی نشود . تجربه تلخ آمریکا و تنش بین اقوام و نژادها و پیروان مذاهب اگرچه سیاست رسمی آمریکا مبنی بر عدم رسیمت شناختن اقوام دیگر است . سیاست رسمی معتقد است همه کسانی که در آمریکا زندگی می کنند مانند سالاد درهم آمریکائی هستند اگر چه اسپانیائی زبانها بر انگلیسی زبانها برتری عددی دارند .
تجربه تلخ سیاهچوستان با پلیس نمونه آشکا ر از این انزوا هست. منطقه " فینچ " و " جین " در شمال تورنتو و قتلهای مکرر در آن و عدم همکاری شاهدان با پلیس منجر به عدم دستگیری ضاربان می شود . موضوع قتلها و تیراندازی های شهر امنیت دیگر شهروندان را به خطر می اندازد ولی دیوار جدائی و بی اعتمادی بین سیاهپوستان و پلیس که به عنوان نیروی سفید پوست شناخته می شود بسیار عمیق تر از آن هست که با حرکتهای نمایشی شهردا ر و سیاستمداران پر شود.

فاجعه مرگ اقصی نمونه کوچک و بارزی ا ز عدم گفتگوی سالم و دو طرفه در یک خانواده هست که می توان به اجتماع و ضعف دولت در برقراری این گفتگوی دو جانبه تعمیم داد .


کمبود های سیستم آموزشی

در مورد "اقصی " مشاوران مدرسه از مشکلات وی آگاه بوده اند ولی ازا نجا که آنرا مسائل باوری ارزیابی کرده بودند کاری برای بر قراری ارتباط و حل مشکل که احتمالا می توانست از این فاجعه جلو گیری کند صورت نگرفته است .
نسرین جوانفر مشاور فارسی زبان دبیرستانهای منطقه یورک معتقد است که وجود مشاوران از اقلیت های قومی در مدارس این منطقه باعث شده که تنش بین آموزش و پرورش و دانش آموزان کمتر شود زیرا همزبانان مشاور که با فرهنگ آشنا هستند توانسته اند این مشکلات فرهنگی و عدم ارتباطات ر بین خانواده ها از یک سو و آموزش و پرورش و پلیس از سوی دیگر بخوبی حل کنند .
متاسفانه بودجه این مشاوران توسط دولت قبلی محافظه کار " مایک هریس " برای مدارس تورنتو قطع شده است که کاتلیئ وینه قول بر قراری آنرا داده است .


در کنفرانس برنامه ریزی پلیس منطقه یورک برای 3 سال آینده برای پلیسهای حاضر ضرورت همکاری و تبادل فرهنگی بین کامیونیتی و پلیس را اشاره کردم و به این مشکل بد فرهنگی خودمان اشاره کردم که متاسفانه در در صورت عصبانیت از لفظ " می کشمت " و یا مادران بعضی مواقع فرزندان خود را با جمله" کبابت می کنم " تهدید می کنند . تصور کنید که معلمی و یا پلیس جوانی که به این فرهنگ آشنا نباشد می تواند دعوای کودکانه یک ایرانی با غیر ایرانی را به یک معضل اجتماعی برای کل کامیونیتی تبدیل کند.

علاوه بر مشکل مشاوره و مشاوران آشنا به فرهنگ اقوام دیگر، بحران آموزشی در بخشهایی از سیستم در مورد برخی از اقیلتها بروز کرده است
در زمانی که اکثریت معلمان مدارس در سطوح ابتدائی و دبیرستان بر عکس نسبت جمعیت مهاجرین هست یعنی اکثریت معلمان را سفید پوستان با ریشه های اروپائی تشکیل می دهند که نسبت به فرهنگهای دیگر یا کم اطلاع و یا بیگانه هستند نبایستی تعجب کرد که کارنامه عمومی آموزشی سیاهپوستان و اسپانیائی ها و سرخپوستان نسبت به دیگر ان پائین تر است . در مصاحبه ای که با کاتلین وینه که در زمان انتخابات داشتم به این موضوعات اشاره کردم که وی قول داد که در این مورد اقدام خواهد کرد. یعدا وزیر آموزش و پرورش انتاریو در ملاقاتی با خبرنگاران اقلیت های قومی در 24 نوامبر 2007 گفت که در مورد استخدام بیشتر معلمان واجد شرایط در حال تلاش هست ولی اولویت برای وی سر خپوستان هستند که در شرایط نامطلوب آموزشی هستند . به گفته وی بیشترین آمار تر ک تحصیل در بین سرخپوستا ن هست .
البته واژه واجد شرایط 5
را باید از متقاضیان مختلفی که تقاضای پذیرش در کالج معلمان را که شرط اصلی برای معلمی شدن در انتاریو هست را کرده اند و لی پذیرفته نشده اند جویا شد تا دریافت که مرحله آسانی نیست .

از وی سوا ل کردم موافقت دولت استان با ایجاد مدارس مختص به سیاه پوستان که اخیرا تصویب شده است ایا دلیلی بر نشانه ها ی شکست در هم آمیزی فرهنگهای مختلف نیست . کاتلین وینه گفت که وی جامعه شناس نیست و نمی تواند به این سوال پاسخ بدهد ولی مطالعات نشان داده که سیاهپوستان و اسپانیایی ها که در حدود 200 هزار نفر دانش آموز هستند در مدارس خودشان نتایج بهتری داشته اند .


" فرید " که در یک روزنامه اصلی کانادا کارهای وب انجام می دهد معتقد است که از آنجا که کانادا بیشترین آمار تولید دانشمند را دارد بنابر این نیازی به تعویض سیستم آموزشی خود نمی بیند.و از سیتسم آموزشی کانادا و عدم تغییر آن دفاع می کند .
انتقادی که به این استدلال وجود دارد
1.کشوری که چند گانگی فرهنگی4 را یک ارزش می خواند و به آن افتخار هم می کند نمی تواند و نبایستی نسبت به مهاجرین و تطبیق آنان کم توجه باشد.
2. مقایسه سیستم آموزشی بین کانادا و ایران هست که دو شیوه متفاوت هست .

3. امکانات آموزشی و همکانی بودن آن
مثلا در ایران کودکان مهاجرین افغانی حق تحصیل در مدارس را ندارند. در حالیکه کودکان مهاجر از حق برابر با شهروندان در مدارس بر خوردار هستند .

4.در کانادا بودجه مدارس را صاحبان خانه می پردازند نه دولت. بنابر این مردم نقش بسیار مهمی در تدوین سیاست های آموزشی دارند.



والدین و آینده کودکان و ارزشها ی تربیتی

شکی نیست که تمامی پدران و مادران آینده خوبی را برای فرزندان خود می خواهند . بنظر نمی اید که پدر و یا مادری بخواهد فرزندش جا پای برییتنی اسپیرز و " 50 سنت " و مایکل جکسون از نظر الگوی رفتاری بگذار د علیرغم اینکه به عنوان یک ارزش از طرف استودیوهای موزیک و هالیود تبلیغ می شود ( بدلیل پول سازی آن ).
برخی از ایرانیها فرزندانشان را به مدارس کاتولیک می فرستند تا در محیط مذهبی تر و مطمئن تری درس بخوانند.
. برخی از هموطنان در اولین فرصت برای حفظ دخترانشان به ایران بر می گردند. بر خی نیز کاملا واداه اند و افسوس آنرا می خورند .. و اما برخی نیز با گفتگوی سالم و دوطرفه و وقت گذاشتن با فرزندانشان بجای اینکه وقت انان را با خریدن تلویزیون و بازی پر کنند توانسته اند شخصیتهای مستقل از فرزندان خود که ترکیبی از ویژگی های مثبت فرهنگ ایرانی و کانادائی را بسازند .
از انجا که مراکز مشاوره دهند ه نداریم لذا دوستان و خانواده ها باید نقش بیشتری در کمک به دیگر والدین بکنند و تجارب خود را به انان انتقال دهند کاری که جامعه ما کمتر علاقه ای به آن نشان داده است . آیا تا بحال شده پدری و مادری خاطرات و تجارب خودش را از مهاجرت به غر ب به رشته تحریر آورده باشد . ؟
دوست فرهیخته ای اهل قلمی که غیر مذهبی هست علیرغم سالها مهاجرت نسبت به اساس خانواده و انسانیت و ایرانی بودن حساسیت دارد. وی علیرغم اینکه مجبور بود ساعتها کار طولانی برای هزینه های زندگی کار کند هر گز از وقت گذاشتن با خانواده خود که 3 دختر و همسرش می باشد کوتاهی نکرد و نتایج آنرا هم در تربیت درست دختران خودش که همگی بزرک شده اند دید ه است می گفت چندی قبل دوست افغان همسرم گفت ایا همسر وی می تواند با شما گپی داشته باشد ؟ محمد آقا می گوید این مرد چنان از دست دختر نوجوانش به ستوه امده بود که بعضی وقتها طلب مرگ خودش را می کرد. می گفت دو ساعت به در د و دلهای وی گوش کردم و تجارب خودم را هم گفتم . وی قبل ازجداشدن تشکر بسیار کرد که شما به من امید تازه ای دادید .
بسیاری از خانواده ها باورهای دینی دارند ولی یا د گرفته اند که نمی شود با زور کودکان را وادار به انجام کاری کرد . بسیاری از مسلمانان غیر ایرانی هم در عین حالی که به بسیاری از باورهای دینی خود تعصب دارند ولی تاریخ مهاجرت 4 دهه مسلمانان به کانادا نشان داده است علیرغم سختی ها و مشکلات فراوان در زمینه کاری و تبعیضات عقیدتی بویژه د رسالهای اخیر شهروندان قانونگرائی بوده و از خشونت د رخانواده و یا در بیرون دوری جسته اند. یعنی شهروندان خوبی بوده اند . بطور نمونه منطقه مسلمانان در تورنتو در تورن کلیف یکی از فقیرترین مناطق شهر تورنتو هست .



راهکارها و پاسخ ها



رسانه ها بایستی از گزینشی انتخاب کردن منابع خود دوری کنند و صدای همه کامیونیتیها و همه ادیان منجمله مسلمانان را پوشش بدهند . متاسفانه رسانه ها ی جمعی تنها دو گروه را در مورد مسائل مسلمانان پوشش می دهند یا کسانی که در راست افراطی قرار دارند و برداشت آنان از اسلام خشن ترین برداشت موجود هست آن هم در برید ه های کوتاه و یا کسانی که در ضدیت با اسلام و منادی عدم تطابق اسلام با دموکراسی هستند کسانی مانند ارشاد منجی پاکستانی تبار که تجربه عشیره ای در پا کستان را به همه زنان مسلمان تعمیم می دهد و یا " ایان هریس علی " هلندی سومالی تبار که قبلا مسلمان بوده است و حالا معتقد است که باید مسلمانان را حتی با نیروی نظامی نابود کرد. متاسفانه این جریان منجمله این دو زن همیشه نظراتشان و مصاحبه هایشان در رسانه ها منجمله سی.بی .سی به مدت طولانی پوشش داده میشود .


البته گاها رسانه ها ی کانادائی از زنان ایرانی تبار که با انگیزه ها" سیاسی " با اسلام و مسلمانان ضدیت می کنند و یا ایرانی تبارهائی که با اسلام مخالف هستند ولی از مواضع سیاسی مسلما نان دفاع می کنند که این کار خوبی است لی متاسفانه زنان ایرانی مسلمان شانس ابراز نظرات خود را ندارند .
اصولا بنظر می رسد که ایرانی ها دگر اندیش اگر مستقل باشند در رسانه های غربی صدایئ ندارند چه برسد به مسلمانان دگر اندیش .

به عنوان نمونه آیا تاکنون مصاحبه ای دررسانه های انگلیسی زبان با اندیشمندان مسلمان ایرانی مانند محسن کدیور؛ محسن مجتهد شبستری ؛ حسن یوسفی اشکوری ، ابوالحسن بنی صدر، مهندس عزت سحابی ، مهندس عبدالعلی بازرگان ، احمد قابل ، ، هاشم آقا جری که جلو دار حرکت نو اندیشی دینی د رمنطقه خاور میانه هستند در مورد اندیشه های دینی خوانده و یا شنیده اید ؟

آیا با بررسی این خطوط نمی شود گفت یک بایکوت سیاسی خط دار هست.


فی الواقع پوشش نو اندیشان دینی و انتقال تجارب تک تک ما ایرانی ها از استبداد دینی و خطرات به قدرت رسیدن دین ، به دیگر مسلمانان که سالها د رحوزه اندیشه اسلامی از ایران بدلیل انقلاب و مهاجرتهای( اجباری و یا خود خواسته )عقب تر هستند کمکی است به تضعیف جریان فکری برداشت خشن از اسلام که معتقد به گفتگو و مدارا نیست.

تاریخا دین حذف شدنی نیست کما اینکه همچنان د ر آمریکا و کانادا و اروپا حضور قوی حتی سیاسی دارد. اگرچه بیشترین جنایات به نام آن علیه بشریت انجام شده است . بجای ضدیت با دین آنرا به شدت نقد کنیدو آگاهی سازی کنید نه مخالف سازی..

ولی این پوشش باب میل نومحافظه کاران و افراطیون دست راستی مسیحی که معتقد به برخورد دینها هستند و کنترل وسیع رسانه های جمعی را در دست نخواهد بود .




در کانادا هم حذف مسلمانان و انزوای آنان در انتهای به زیان مهاجران و اقلیتها تمام خواهد شد و نه تنها همه مهاجران را از دست یابی به سهم واقعی در حوزه های اقتصادی و سیاسی و اجتما عی دور خواهد کرد بلکه همزیستی مسالمت آمیز و یکپارچگی چامعه را مورد تهدید های جدی در آینده قرار خواهد داد. باید تلاش کرد باب گفتگوی سالم بازشود تا بتوان بر معضلات اجتماعی و سیاسی غلبه کرد.
یک کانادای نمونه تاثیر مستقیم در بردن موج دموکراسی و حقوق بشر و مدارا به تمامی جهان خواهد داشت.

اجازه بدهید با این مثال انتزاعی بحث رسانه ها را خاتمه بدهم براستی اگر محمد رضا شاه پهلوی آنگونه که هوادارانش ادعا می کنند به آزادی بیان اعتقاد داشت و ظرفیت تحمل عقاید دیگران را داشت و اجازه داده بود خمینی در تلویزیون برنامه داشته باشد تا نظرات خود را در مورد حکومت و مردم بیان کند و توسط اندیشمندان زمانه و سیاسیون به پرسش و وپاسخ خوانده شود آیا سرنوشت بهتری در انتظار همه بازیگران سیاسی صحنه منجمله خود شاه و مردم ایران و کشور ایران نبود. ؟

به مسلمانان کانادا شانس شنیدن همه قرائت ها را بدهید و بجای آنان صحبت نکنید. اجازه بدهید اجازه بدهید تمامی صداها شنیده شود .

1.CBC- National Post- Globe and Mail

2.. http://www.nationalpost.com/story.html?id=169790
Also, CBC Sat 16, 07 at News at 6 PM

3. Uzma Shakir is the Executive Director of the South Asian Legal Clinic.
http://www.cbc.ca/thecurrent/2007/200712/20071213.html

4. multiculturalism
5. qualified teacher
6. Mormons

0 Comments:

Post a Comment

<< Home